من اما گفتاری شوریدهامکه از سطرهای این کتاب بهدر میرود[1]
قسمت دوم: (اجراهای اقتباسی)سمیرامیس باباییماهنامهی تجربهدر این قسمت هدف از معرفی دو اجرای اقتباسی معروف جهان، جلب توجه خواننده به این مهم بود که هر کدام از این اجراها در مواجه با مخاطب خود در تلاش برای ایجاد چه کارکرد معنایی بودهاند؟ و از آنجایی که با کتابی تقریبا هزار صفحهای مواجه هستیم پر واضح است که برای هر کارگردان چاره نمی ماند تا بر طبق خطکشیهای ذهنی و رابطهاش با اکنون، پربلماتیک خود را مشخص کند.تئاتر هنر مسکو یا «کارامازو
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
امری جمعی به نام: سعادت سمیرامیس بابایی ماهنامهی تجربه می گویند اگر بنا باشد مردمی متمدن شوند و متمدن باقی بمانند تنها راه چاره اش دورهم جمع شدن و تشکیل انجمن هایی است که باید رشد کنند. بله، داشتن سازمانهای داوطلبانه ،انجیاوها و تشکیل احزاب مهمترین رکن اجتماعی متمدن است .( نگاهی کنیم به تجربهی قیامهای بهار عربی که نبود انجمنهایی آلنتزناتیو یکی از مهمترین دلایل ظهور افراطیگرایی بعد از نخیزشهای مردمی شد.) این گزارهها چیزهایی نیستند که ما به اغلب
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
که عشقم به نیرو میکشید و خِرَدم تاب پایداری نداشت[1]سمیرامیس بابایی
ماهنامهی تجربهلیک امروز کار جهان وارونه کشتهو شهد شیرین عشقآلودهی شرنگ بیزاریست[2]عبدالله کوثری در مقدمهی ترجمهی نمایشنامهی مدهآ ائوریپدیس می نویسد:« مدهآ اگر چه پسزمینهای از سحر و جادو دارد، نمایشنامهای رومانتیک نیست،تراژدی شخصیت و موقعیت است. به عبارت دیگر این نمایشنامه با خود رومانس سر و کار ندارد، بلکه به اتمام رومانس میپردازد که اغلب چیزی برعکس رومانتیک است. زیرا اغلب رومانسها ، جز معدودی که به حدی والا دست یا
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
اطلاعات جدیدی درباره «درآمدی بر برداران کارامازوف فئودرو داستایوسکی از چیستی متن تا چرایی و ایدههای اجرایی آن در تئاتر» منتشر شده که در ادامه مرور میکنیم. طبق گزارشهای موجود، من اما گفتاری شوریدهامکه از سطرهای این کتاب بهدر میرود[1]قسمت دوم: (اجراهای اقتباسی)سمیرامیس باباییماهنامهی تجربه در این قسمت هدف از معرفی دو اجرای اقتباسی معروف جهان، جلب... در ادامه مهمترین نکات این گزارش ارائه شده است. من اما گفتاری شوریدهامکه از سطرهای این کتاب بهدر میرود[1]قسمت دوم: (اجراهای اقتباسی)سمیرامی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
حافظهی جمعی؛ماهنامهی تجربهگزارشهای تازه درباره «حافظهی جمعی؛ماهنامهی تجربه» منتشر شده است. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که امری جمعی به نام: سعادتسمیرامیس باباییماهنامهی تجربه می گویند اگر بنا باشد مردمی متمدن شوند و متمدن باقی بمانند تنها راه چاره اش دورهم جمع شدن و تشکیل انجمن هایی است که باید رشد... در ادامه مهمترین نکات این گزارش ارائه شده است.امری جمعی به نام: سعادتسمیرامیس باباییماهنامهی تجربه می گویند اگر بنا باشد مردمی متمدن شوند و متمدن باقی بمانند تنها راه چاره اش دورهم
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
درآمدی بر نمایشنامهی مدهآ و کارکرد انتقامگزارشهای تازه درباره «درآمدی بر نمایشنامهی مدهآ و کارکرد انتقام» منتشر شده است. طبق گزارشهای موجود، که عشقم به نیرو میکشید و خِرَدم تاب پایداری نداشت[1] سمیرامیس باباییماهنامهی تجربه لیک امروز کار جهان وارونه کشتهو شهد شیرین عشقآلودهی شرنگ بیزاریست[2] عبدالله کوثری در مقدمهی... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور میکنیم. که عشقم به نیرو میکشید و خِرَدم تاب پایداری نداشت[1] سمیرامیس باباییماهنامهی تجربه لیک امروز کار جهان وارونه کشتهو شهد
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
من اما گفتاری شوریدهامکه از سطرهای این کتاب بهدر میرود[1]قسمت دوم: (اجراهای اقتباسی)سمیرامیس باباییماهنامهی تجربهدر این قسمت هدف از معرفی دو اجرای اقتباسی معروف جهان، جلب توجه خواننده به این مهم بود که هر کدام از این اجراها در مواجه با مخاطب خود در تلاش برای ایجاد چه کارکرد معنایی بودهاند؟ و از آنجایی که با کتابی تقریبا هزار صفحهای مواجه هستیم پر واضح است که برای هر کارگردان چاره نمی ماند تا بر طبق خطکشیهای ذهنی و رابطهاش با اکنون، پربلماتیک خود را مشخص کند.تئاتر هنر مسکو یا «کارامازوف
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
امری جمعی به نام: سعادتسمیرامیس باباییماهنامهی تجربهمی گویند اگر بنا باشد مردمی متمدن شوند و متمدن باقی بمانند تنها راه چاره اش دورهم جمع شدن و تشکیل انجمن هایی است که باید رشد کنند. بله، داشتن سازمانهای داوطلبانه ،انجیاوها و تشکیل احزاب مهمترین رکن اجتماعی متمدن است .( نگاهی کنیم به تجربهی قیامهای بهار عربی که نبود انجمنهایی آلنتزناتیو یکی از مهمترین دلایل ظهور افراطیگرایی بعد از نخیزشهای مردمی شد.) این گزارهها چیزهایی نیستند که ما به اغلب به آن فکر نکرده باشیم. اما شاید بیشترین جمل
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
سلفپرتره طراح و گارگردان: مرتضی میرمنتظمی بازیگر: هادی احمدی تنهایی،تنهایی، تنهایی عریان سمیرامیس بابایی ماهنامهی دنیای تصویر هنرمند در سلفپرتره (یا خودنگاری) با فردیت خویش سرکار دارد ، او در واقع سعی در بیان «من»ِ خود دارد. منی که در طول معاشرت های روزمره با آدمهای اطرافش پنهان است، یا قدرت بیان خویش را ندارد و در سایه میماند. هادی احمدی در نمایش «سلف پرتره» نقش یک کارگردان تئاتر و مجسمهسازِ منزوی را دارد که سعی میکند با تشریحِ جز به جز خاطرات خویش
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
همیشه چنین است،جرات از یک صدا آغاز میشودسمیرامیس باباییماهنامهی دنیای تصویرآریل دورفمن نویسنده و منتقد ادبی آرژانتینی در سال 1942 در زمان دیکتاتوری نظامیِ راستگرا وقتی تنها دو سال داشت همراه خانواده اش از کشورش فرار کرد و به آمریکا رفت. پدر آریل مردی آزادیخواه و مبارز و دارای گرایشات چب بود. پدرش وقتی آریل دوازده سال داشت در دورهی جنایتهای سازمان یافتهی مکارتیزیسم مجبور شد بار دیگر با خانوادهاش به شیلی فرار کند.بعدها آریل در آنجا در دانشگاه شیلی به تدریس پرداخت و از مشاوران سالوادور آلنده (که مردم به او رفیق پرزیدنت میگفتند)شد.اما چندی نگذشت که به دلیل کودتای نظامی ژنرال پینوشه و دورهی وحشت حکومت استبدادی اش مجبور شد از شیلی برود و سالها را در اروپا و آمریکا بگذراند. بنابراین دورفمن بخش بسیار مهمی از زندگی اش را در ارتباط نزدیک با حکومت های استبدادی گذراند و شاهد خشونت ها و بیدادها و کشته و شکنجه شدن دوستان و افراد نزدیک زندگیاش بود و بن مایه تمامی آثارش متاثر از این اتفاقات است.در کشور ما دورفمن با نمایشنامهی «مرگ و دوشیزهاش» شناخته شده است(و بیشتر به خاطر فیلمی که رومن پولانسکی براساس آن ساخته است). دورفمن نمایشنامهی صداهایی ورای تاریکی را در جریان تحقیق حقوق بشری اش نوشت. او می خواست صداهای آدمهایی باشد که بخاطر کنشهای اجتماعی و آزادی خواهانهشان در کشورهای مختلف مورد شکنجه و تهدید قرار گرفتند و کشته و ناپدید شدند. دورفمن این صداها را از سراسر کرهی خاکی جمع کرده است تا صدای دادخواهان جهان باشد. و حالا این نمایشنامه به ایران رسیده و با همکاری دانشجویان و استادان دانشگاه هنر در تالار مولوی به اجرا در آمده است. نمایش در واقع یک تئاتر مستند است و هریک از
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
تیاتر خیابانی،کنشی برای همبستگیسمیرامیس باباییماهنامهی دنیای تصویربرای مبارزه با شرایط اقتصادی که زندگی مردم را به یغما می برد، نیروهای نظامی که جمعیت و زمین را نابود می کند،و مقابله با آن ساختارهای بسیار قدرتمندشان به پیوندهای محکم همبستگی نیاز داریم.جودیت باتلر [1]2022مقدمهاجرهای خیابانی تقریبا در همه فرهنگ ها انجام می شود و قدمت آن به زمان های دور به دوران باستان برمیگردد. می گویند اولین شعبده بازان در مصر باستان ظهور کردند .آنها با چرخاندن بشقاب و فنجان توجه رهگذران را به غرفه های سفال جلب می کردند . سالیان درازی گذشت که این نمایش های خیابانی از شعبده و اجرای موسیقی و رقص و نمایش با خرس و خروس و میمون همچون طفلی رشد کند و بالنده شود و به بّعد اجتماعی و دوران بلوغ خود برسد و به شکل تیاتر خیابانی دربیاید و همراه کننده اعتراضات سیاسی شود.تیاتر خیابانی اغلب به عنوان نمایشی در فضای باز،خیابان یا پارک تلقی میشود. گرچه هر آمدنی از سالن مسقف به فضای باز تیاتر خیابانی محسوب نمی شود. از طرفی تیاتر خیابانی دشوارتر از تیاتر صحنه ایست. مخاطب برای پولی که بابت تیاتر صحنه ای پرداخته است حتا اگر با نمایش ارتباط هم برقرار نکند یا درگیرش نشود معمولا تا آخر به تماشای آن می نشیند. اما در تیاتر خیابانی هر لحظه باید مواظب بود توجه مخاطب کم نشود و البته بهترین تمرین برای خود بازیگران هم هست که در ارتباط با مخاطبین ریتم خود را بهبود بخشند. تیاتر خیابانی با ماهیت سیاسی پا به عرصه حضور گذاشت ورود تیاتر خیابانی در تظاهرات سیاسی اواخر قرن نوزدهم و بیستم قریب الوقوع شد. به این ترتیب این یک پدیده ی قرن بیستمی برخاسته از نیازهای خاص دنیای مدرن است.علت ظهور تیاتر خیابانی نیروی برآمدهی ناشی از اجبارهای
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
زمین ز خون رفیقان من خضاب گرفتچنین به سردی بر سرخی شفق منگرسمیرامیس باباییماهنامه ی دنیای تصویر کارگاه نقاشی روتکو سال 1958 است بعد از آنکه روتکو سفارش یک مجموعه تابلو را برای رستوارن مجللی به نام چهار فصل پذیرفته است. کِن نقاش جوانی است که برای کارآموزی نزد روتکو آمده . برای او رنگ مخلوط می کند، قهوه درست می کند و به حرف های قاطع و گاها مستبدانه نقاش در باب هنر گوش میدهد. وقتی نمایشی درباره ی معنای هنر باشد می تواند در مفاهیم هنری خودش غرق شود و کسل کننده از کار دربیاید. نمایش قرمز اما این تصورات را در هم می شکند یک نود دقیقه ی لذت بخش است که توانایی هنری و فکری روتکو- و توانایی کارگردان را در برقراری تعادل میان تئوری و حرکت به رخ می کشد. کارگردان توانسته نمایش را همچون نقاشی های روتکو لایه لایه بسازد. روتکوی نمایشنامهی لوگان یک دانایِ کل ِزیبایی شناس مستبد است . زمانه ایست که پاپ پا به عرصه ی ظهور نهاده و همانطور که اکسپرسیونیست ها انتزاعی جنگی وحشیانه را علیه کوبیست ها به راه انداخته بودند حالا این هنرمندان نوظهور با آثارشان امثال روتکو را به چالش می کشد. از طرفی روتکو با رنگ قرمز طرف است. قرمزی که می تواند همزمان نماد عشق و شیطان، شور و خیانت،شهوت و مرگ باشد .قرمزی که همیشه روتکو را می ترساند -که مبادا روزی سیاهی به تمامی روی آن را بپوشاند. لوگانِ نمایشنامه نویش زبان بصری زیبایی را در ذهن ما می سازدمثل صحنه ای که کِن مرگ پدر و مادرش را بازگو می کند و علی رغم ساده گی اش به طرز باورنکردنی تصویری است .کارگردان نمایش نیز ترجمان این نگاه بصری است. شما نود دقیقه ی بی وقفه را از پیش چشم میگذرانید و کار –به سان تاش های خود نقاش- آنقدر سریع است که بن
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
به سلامتی سه تَنداریو فو، صدرالدین زاهد و تئاتری که زندگیستبه بهانهی اجرای«افسانهی ببر» به کارگردانی صدرالدین زاهد سمیرا میس باباییماهنامهی دنیای تصویر شمارهی 320 معجون خوشایند زاهد و فو درباره ی داریو فو : بسیاری از منتقدان داریو فو را که در 13 اکتبر 2016 در 90 سالگی درگذشت پس از میرهولد،پیکاستور و برشت مهم ترین شخصیت در تاریخی سیاسی تئاتر می دانند. فو مانند این استاتید بهنام از نزدیک با گروه های انقلابی و جنبش های اعتراضی کار کرد و در جهت پیش برد اهداف آنها تولیدات بسیاری داشت. تئاتری که او اجرا می کرد هم بسیار خنده می گرفت و هم بسیار تحریک آمیز بود . سرشار از تفسیر های تند سیاسی و از بهترین نمونه های تئاتر رادیکال معاصر. او تمام سال های کاریش به دنبال ایجاد نوعی تئاتر بود که نقشی منعکس کننده، مستند و فعالانه از زندگی مبارزاتی مردمان داشته باشد. به همین دلیل تمامی اجراهایش نوعی کنش سیاسی محسوب می شد و چهره محبوب مبارزاتیای در میان مردم و نه البته از دیدگاه لیبرال و پوپولیست به حساب می آمد. فو که داستان سرایی را از مادربزرگ مادری اش و از تبرزنان و ماهیگیران و شیشه گران آموخته بود اعتقاد داشت برای ارتباط با توده ی گسترده ای از مردم کافی نیست صرفا از مشکلات و دغدغه هاشان صحبت کرد باید با اصطلاحاتشان آشنا بود و از دل سنت هاشان با آن ها سخن گفت. برای همین به بازیابی اشکال سنتی و فرهنگی پرداخت که قربانی قرن ها سرکوب فئودالی و بورژوازی شده بود.آدم های فو مسخره های گروتسگی بودند که مضامین سیاسی را مطرح می کردند و همزمان که می خنداندند بی عدالتی ها و ریاکاری های نظام را هم نشان می دادند. از نظر مهارت های اجرایی فو اغلب به عنوان یک دلقک
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی