خرید بک لینک

Related image

روزگار سپری شده مردم سالخورده

سمیرامیس بابایی

مجله دنیای تصویر شماره 257

نویسنده: ژان کلود کری یر

مترجم: اصغر نوری

کارگردان: محمد رضا خاکی

بازیگران: مسعود دلخواه، کورش سلیمانی

تماشاخانه ایرانشهر، سالن استاد سمندریان

تیرماه

نمایشنامه دو پرسوناژه ژان کلود کی یر تماما در اتاق بازجویی کمسیر پلیسی اتفاق می افتد. یک خبرچین پانزده سال است بر طبق روال عادی کار خود را که همان لو دادن دیگران است انجام می دهد . اما کمیسری تازه بر سر کار آمده وی را به علت نامه های زیادی که در مورد تخلفاتش مشاهده کرده ، برای پاره ای توضیحات احضار کرده است. روال عادی نمایشی طنز است که آدم ها را برای خنداندن به سالن دعوت نکرده است و همه چیز در سایه ای از وحشت قرار دارد.

مهم ترین شاخصه نمایش ساخته شدن رابطه ما بین دو پروتاگونیست آن است. ارتباط بازجو و خبرچین کم کم از حالت یک طرفه و سوال و جواب در می آید. به مرور ورق برمی گردد و ناگهان بازجو خود را در تله خبرچین می یابد. خبرچینی که بصورت بیمارگون و در عین حال زیرکانه ای همه چیز را لو می دهد .افراد دور برش، کمیسر قبلی ، کمیسر فعلی و حتا خودش را!

آدم های نمایش در یک حکومتی اسبتدادی به سر می برند که بالغ بر شصت هزار جاسوس در استخدام خود دارد .حکومت از همه می خواهد که بر طبق روال عادی درباره ی موارد مشکوک ولو کم اهمیت گزارش رد کنند . در چنین فضایی افرادی مانند خبرچین فرصت می یابند تا علایق بیمارگون خود را عملی کنند.

رمز موفقیت نمایش روال عادی علاوه بر انتخاب نمایشنامه مناسب آن بازی مسعود دلخواه است. او در نمایشی که می تواند با لغزش های کوچکی فضا را به یک نمایش صرفا رادیویی تبدیل کند توانسته است حس کاراکتر خبرچین را در بیاورد و جنس خرده شیشه دار نقشش را به مخاطب القا کند . ترسی که او به بازجو القا می کند و احساس خطری که به ما نیز منتقل می شود بازی دلخواه را بسیار جزیی نگر نشان میدهد و از طرفی ما شاهد بازی سکوت هایی هستیم که در روند اجرایی بسیار کمک ساز است. این خودش گویا آن است که چقدر می توان توانمندی بازیگری دلخواه را از کارگردانی اش متمایز دانست.

خبرچین که حالت آدم های مطیع و سربه زیرِ نوکر ماب را دارد در عین حال بسیار خطرناک است و بی رحمی و توحش خونسردانه ای در وجودش دارد .او در حرفه اش به صورت مالیخویا واری استاد است .آدم ها را به قول خودش دست چین می کند و تحت نظر می گیرد تا مثل یک میوه برسند و سپس می چیندشان ؛ در این میان هیچ عذاب وجدانی هم گریبان گیرش نیست . معتقد است که وی فقط گزارش می دهد و قضاوت بر عهده کس دیگری است . خبرچین حتا خودش را هم لو می دهد و از آن لذت هم می برد. این کار برای وی مانند یک جور بازی هیجان انگیز ایمن می ماند . درست مانند ترسی که در دستگاه های شهربازی به آدم دست میدهد. و چه جایی بهتر از حکومتی استبدادی که فضا را بر جاه طلبی های آدم های مالیخولیایی باز نگه دارد. روال عادی نمایشی جلب کننده است اما بازی ها در آن متوازن نیست و در واقع بیشتر وزنِ موقعیت الاکنگی آن بر دوش دلخواه است ، از طرفی از آنجایی این نمایش پیشتر نیز با همین کارگردان و با بازی مسعود دلخواه و ایوب آقاخانی به روی صحنه رفته است مقایسهاست بازی کورش نریمانی را در نقش بازجو با آقاخانی اجتناب ناپذیر است ،که خب امتیاز مثبتی هم از این مقایسه به نفع نمایش فعلی بدست نمی آید. اما بصورت مجزا هم نابرابری قدرت بازی یک پای لنگ برای نمایش است.این خطری است که در اغلب نمایش های دو پرسوناژ که دیالوگ های پینگ پونگی دارند پیش می آید و عجیب است که چرا کارگردان با تجربه اجرای قبلی اش توجه مبذول را به آن نکرده است! گاهی میزانسن ها هم غافلگیر کننده می شود، نمونه بارزش صحنه پایانی نمایش است که خبرچین بازجو را مجاب می کند که او هم برای ایمن ماندن خودش را لو بدهد . در لحظه ای که بازجو برگه را به دست خبرچین می دهد صحنه ثابت می شود و برقی همراه با صدای رعد پایان نمایش را اعلام می کند!استفاده از این افکت ساده و کلیپ مآب در صحنه ای چنین شسته رفته و مینیمال بدون در نظر گرفتن هیچ خط و ربطی صرفا برای تزیین پایان بندی جای سوال دارد!

اما «روال عادی» نمایشی است که در حد متوسط خود حرفی برای گفتن دارد و شرح حال مردمانی است که در یک سیستم اسبتدادی حتا اگر در خدمت رژیم هم باشند بالاخره روزی میوه رسیده ای می شوند و دژخیمان گریبان خودشان هم می گیرد. خواه پلیس و مسوول خواندن نامه ها باشد یا مردمانی سالخورده که چشم و گوش و زبان بسته اند . برای خبرچین ها فرقی نمی کند چه کسی را لو می دهند و گاهی هم برایشان فرقی نمی کند چه موضوعی را لو می دهند به مرور زمان این امر برایشان مثل یک حرکت کارخانه ای و در سطح بالاترش به یک جور کاردستی می ماند ؛ اول آن را سر و شکل می بخشند و بعد مورد پسند و قابل ارائه پر و بالش می دهند .سکوت و تمکین مانع رسیدن نوبت به افراد نمیشود، دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز در آن معنایی ندارد و البته جای اعتراضی هم باقی نمی گذارد.


برچسبها: تماشاخالنه ایرانشهر, سالن استاد سمندریان, نشریه دنیای تصویر

برچسب: نقدی,نمایش,روال,عادی,کارگردانی,محمد,رضا,خاکی, نویسنده: میلاد رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:59

صفحه بندی