چرا باید ابوعلی سینا را فیلتر کرد؟
آیا فردوسی از سعدی برای نسل آینده بهتر بود؟
رازهایی درباره فخرالدین اسعد گرگانی!
فقط فقط اینجا
یک بد نوامبری مغرور
توهین= بلاک
✍️#سمیرامیس_بابایی
#1_خط_خطی
شناخت مفاخر و مشاهیر کشور در درک علل و عوامل امروز جامعه ما حکم شاغول را دارد کجی ها و برآمدگی های بناي سرنوشت محتومان را مشخص می کند . پاسخ سوال های فوق هم ماه عسل همین کتابدانی بنده است.
1- اگر به جای شعرِ بنی آدم اعضای یکدیگرندِ سعدی که بر اساس افسانه های شهری بر سر درِ سازمان ملل حک شده و عمریست که به آن مفتخریم از مصرع « میازار موری که دانه کش استِ» ابولقاسم در آن سازمان فخیمه استفاده می کردند الان وضعمان این نبود. چرا ؟ من پی بردم ما وقتی خیالمان از بابت جهانی شدن چیزی راحت می شود دیگر بی خیالش میشویم. برای همین مدام تو سر کله هم می زنیم ، شما یک صبح تا شب در خیابان تردد کنید از میزان ارادت شهروندان به یکدیگر تاجر کش برمیگردید خانه! شب ها هم که هواداریِ شاخ های مجازی یکی از واجبات زندگی ماست مبادا اینستاگرام شعبه دیوانه خانه اش تعطیل بماند! اما اگر از "میازار" فردوسی استفاده ابزاری میشد الان به اندازه کمپین حمایت از حیوانات و نگرانی برای ارتزاق موش های فاضلاب کریمخان ، داشتیم به هم مهر می ورزیدیم و با هم مهربان بودیم .البته بیم آن می رفت که حیوانات بیچاره ماست ها را کسیه کرده و دم هاشان را می گذاشتند رو کولشان ،جلای وطن می کردند هیچ بعید نبود از این به بعد فیلم کندن دم گربه و کتک زدن سگ ها را جهت سرگرمی دست به دست بگردانند!
2- ما هر چی می کشیم از این ابوعلی سیناست . این ابو در زمان خودش، هم دکتری بلد بود هم حقوق می دانست هم اگر همسایه ای چاه اش خراب می شد، تنورش می گرفت، یا زیپ پشه بندش بالا نمیرفت، می گفتند« برو بگو مهندس بیاد درستش کند.» سینا همان بچه مردم بود که همسایه ها می زدند تو سر بچه هایشان و همه کار بلد بود. فالور هایش زیاد بودند و مکتب اش لایک خور بالا داشت .غافل از اینکه کتب آموزشی زمان های قدیم هم پایه محتوای کتاب های مدرسه ای خودمان چیز خاصی نداشت . پر پرش سه چهار جلد کتابِ قطع وزیری بود که اگر خر میزدی علامه زمانت بودی. از شانس ما بعد از خواننده مردمی که نمی داند میان دو تا دلبر این ور برود یا آن ور و کاشف محبوب زکریای رازی، الگو زندگی جوانان ما بوعلی سینا شد. یعنی طرف دکتر،عکاس، نویسنده، گاهی شاعر است، دستی هم بر قلمو دارد و در حین نقادی فیلم ها ی معناگرا می تواند اوضاع خاورمیانه را هم بررسی کند..خلاصه که الان جو جوری شده که اگر در جمعی بگویید در مورد چیزی که تخصصی ندارید اظهار نظر نمی کنید برایتان پشت چشم نازک می کنندکه «باشه بابا الان تو خیلی با کلاسی!»به صفحه پیوندها پیوند بخوری سینا!
3- در پایان جا دارد یادی کنم از فخرالدین اسعد گرگانی که با این «ویس و رامین»اش سرور همه پر توقعان عالم بوده. در داستان بالاخره بعد این در و آن در زدن های بسیار، دو زوج با یکدیگر رِل می زنند(بصورت محضری) و خوش و خورم و عزیزم و عچقم وار زندگی می کنند. تا اینکه خانم ویس در سن 81 سالگی در فانی را وداع می گوید! این وسط رامین شاکی و سرخورده بر سر فلک فریاد می کشد که«زمانه در جهان با که وفا کرد!»الان قیافه مجنون وفرهاد ودیگر عشاق محترم شرحه شرحه شده که دارند به دوربین نگاه می کنند، دیدنی است! این آقا مطمئنا یا تابعیت ایرانی نداشته که مطالباتش از مسوولین آسمان این چنین مرتفع است یا بعد از بالا رفتن از دیوار کنسولگری باری تعالی، از بودن گرین کارت در جیب کتش اطمینان داشته! و گرنه ما عادت به این سوسول بازی ها نداریم.ما همیشه باید چنان مورد عنایت قرار بگیریم که اگر مثلا لیلی بیاید ظرف آش آب زیپویمان را هم بریزد بگوییم«اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی!» خدا از سرت نگذرد فخری که اینقدر غرب زده بودی و ماخبر نداشتیم!
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی